حق و باطل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
دیگر متوجه میشوند و داد و فریاد راه میاندازند و مردم را متوجه میکنند تا از سامرا فتوای معروف میرزای شیرازی یک مرتبه به ایران میرسد و همچون بمبی منفجر میشود و مردم بر علیه ناصرالدین شاه و دادن امتیاز تنباکو به شرکتهای خارجی قیام میکنند این نشان میدهد که در عمق باطل ایمانی حکمفرما بوده است یک حقیقتی حکمفرما بوده است زنهای آن زمان که با پوشیه بودند و به زحمت بیرون میآمدند ، مثل جنگهای صدر اسلام آمدند و مردها را تشویق کردند که بجنگید وگرنه حق ندارید به خانه بیائید و ما شما را در بستر نمیپذیریم این حکایت میکند که ناصرالدین شاه سمبل زمان خویش نیست درست است که مردم ناآگاه بودند ولی ناآگاه بودن غیر از شریر بودن است ، مردم را ناآگاه نگه میداشتند ، نه آنکه انسانها همه شریر و فاسد بودند حالا برویم صد سال جلوتر ، نادر شاه را میبینیم که از کله ها مناره میساخت آیا میشود نادر شاه را معیار آن زمان قرار دهیم ؟ از نظر قرآن ، نه ، اینگونه شخصیتها که در تاریخ نمود دارند ، کف های روی آب هستند ، آنها را معیار قضاوت قرار ندهید اگر همه مردم شرارت نادر شاه را داشتند اصلا آن جامعه متلاشی میشد . قرآن میگوید : اگر همه مردم این قدر شریر و فاسد و ظالم و دروغگو بودند آن جامعه را هلاک میکردیم ، چنین جامعه ای محال است وجود داشته باشد ، اصلا قابل دوام نیست و فورا هلاک میشود اینکه قرآن هلاک اقوام گذشته را بیان میکند برای چیست ؟ میگوید : قبل از شما اقوامی بودند که وقتی اکثریت مردم آن اقوام بد شدند ،